دستان پرمهری از فراسوی مرزها


مردی که چند هزار کیلومتر را از ینگه دنیا خود را به خوزستان و رامهرمز رسانید تا از نزدیک دستی بر آتش سوز دل درمندان داشته باشد.
او در سفر پنج روزه رامهرمز از بامداد تا شام با تیم لحظه به لحظه به درد نیازمندان گوش فراداد و بارها کاسه چشمش از اشک لبریز شد.
در خلوت تیم، دلنوازی کرد و خوشحالی خود را از همسفری با تیم لحظه ای پنهان نساخت.
حضور پر مهرش و کوله بار پر پیغامش برای ایرانیان خارج از کشور سوغاتی گرانبهایی بود که به گفته خودش از هرچیز مهمتر بود.
وی با تقبل بخشی از هزینه تهیه وسایل برگی دیگر از کتاب معرفتش را گشود و اظهار امیدواری کرد که در سفرهای دیگر نیز قافله را تنها نگذارد.
به امید موفقیت این عضو فعال تیم.